بی صدا

بی صدا حال دل را می خواهم بگم.

بی صدا

بی صدا حال دل را می خواهم بگم.

بی صدا فریاد

خدایا تنها هستم 

این شیطان است 

گاهی  

از طرف راست 

از طرف چپ 

از طرف بالا 

از طرف پائین 

حمله می کند 

لباس سیاه 

چشم سرخ داره 

و 

دنبال 

یک روزنه 

یک پنجره 

یک جای است 

که ازش  

به من 

حمله بکند 

گاهی  

از تیر کمان خود 

گاهی 

از طناب خود 

این آلات حرب خود را آزمائیش می کنه  

و  

می خواهد 

دیواری سست را پیدا بکند 

 پیروز نشد 

چون 

آنها محکم اند 

ولی ! 

هنگامی  

دلم  

از یادت غافل میشه 

دیوار های دلم سست میشه 

و 

او پیروز می شود 

خدایا 

اگر 

امداد تو 

می رسد همان لحظه 

من 

خودم را حفظ می توانم بکنم